فیزیک و قرآن
خورشید ما ستارهای میان سال است،سن خورشید تقریبا5 میلیارد سال بوده و احتمالاً برای مدت 5 میلیارد سال دیگرهمچنان ستارهای زرد رنگ باقی خواهد ماند،ولی وقتی که خورشید ما منبع سوخت هیدروژن خود را به پایان میرساند هلیوم را سوزانده وبه شدت منبسط میشود تا تبدیل به یک غول سرخ میشود. جو خورشید به سرعت گسترده شده و سرانجام به مدار مریخ رسیده و مدار زمین به تمامی درون جو خورشید قرار خواهد گرفت به طوریکه به دلیل دمای بسیار زیاد خورشید خواهد سوخت. کارل ساگان ستاره شناس و کیهان شناس میگوید: پس از میلیاردها سال آخرین روزکامل زمین فرا خواهد رسید کلاهکهای یخی مناطق قطب شمال و جنوب ذوب خواهند شد و سیل تمام سواحل را در برخواهد گرفت، دمای بالا باعث تبخیرحجم عظیمی از آب اقیانوسها شده واین امر موجب افزایش ابرها میشود که مثل سپری مانع ازرسیدن نورخورشید به زمین میشوند و برای مدتی کوتاه پایان کار را به تعویق میاندازد، سرانجام آب اقیانوسها میجوشند و جو بخارشده در فضا پراکنده میشود وبزرگترین بد بختی قابل تصورسیاره ما را دربرمیگیرد .
قرآن کریم دراین باره میفرماید:
(اذا الشمس کورت. و اذا النجوم انکدرت .
هنگامیکه خورشید درهم پیچیده میشود. و هنگامیکه ستارگان بیفروغ شوند. سوره تکویر.آیه 1و2 )
(وخسف القمر. وجمع الشمس والقمر.
و ماه تاریک میشود و خورشید و ماه جمع شوند. سوره قیامه آیات 8 و9)
(واذا البحار فجرت. و هنگامی که آب دریاها ‹به سوی خشکی روان› گردند. سوره انفطارآیه 3)
(واذا البحا رسجرت. و دریاها شعله ور شوند. سوره تکویرآیه 6)
(اذا زلزلت الارض زلزالها. اذا رجت الارض رجا" .
(هنگامیکه زمین به سخت ترین زلزله خود به لرزه در آید.سوره زلزال . آیه 1 و سوره واقعه آیه 4)
(تکون الجبا ل کا لعهن المنفوش . و تکون الجبال کا لعهن .
وکوهها مانند پشم زده متلاشی میشوند.سوره قارعه آیه 5 وسوره معارج آیه 9)
(واذا الارض مدت .والقت ما فیها و تخلت .
و هنگامیکه زمین به یکباره کشیده شود وهرچه در درون داشته همه را بیرون افکند. سوره انشقاق آیات 3 و 4)
(یرسل علیکما شواظ من نارونحاس فلاتنتصران . فاذاانشقت السمآء فکانت ورده کالدهان.خدا برسر شما شرارههای آتش و دود فرود آرد تا هیچ نصرت ونجاتی نیابید. آنگاه که آسما ن شکافته شود تا چون گل سرخ رنگ وهمچون روغن روان گردد.سوره الرحمن آیه 35 و 37 )
(یوم تکون السمآء کا لمهل . روزیکه آسمان چون فلز مذاب شود. سوره معارج آیه 8)
انیشتین و قبل از او نیوتن به جهانی ایستا اطمینان داشتند و در سال 1915 انیشتین به هنگام فرمول بندی نظریه نسبیت عام با افزودن ثابت کیهانی به معادله خود برای خنثی کردن نیروی پادگرانش جهان را ایستا فرض کرد. انیشتین باور داشت جهان ایستا و در زمان نامتغییر است نه گسترش مییابد و نه کوچک میشود و در جهان انیشتین زمان از گذشته بینهایت دور به آینده بیپایان میرود اما فضا دارای ابعادی محدود است مانند سطح زمین، اما با یک بعد بیشتر که بر روی خودشان بسته میشوند، میتوان این فضا زمان را چون استوانهای پنداشت که محور بلندش زمان و سطح مقطعش سه بعد فضا است، جهان انیشتین نشانگر جهانی که در آن زندگی میکنیم نیست، زیرا گسترش نمییابد. او بعدها ثابت کیهانی را بزرگترین اشتباه خود خواند.
الکساندر فریدمان فیزیکدان و ریاضیدان روسی تصمیم گرفت نظریه انیشتین را بدون ثابت کیهانی بکار گیرد و پیشگویی کرد جهان درحال انبساط است. فریدمان کار خود را با دو فرض آغاز کرد:
(1) جهان در هر جهت که به آن نگاه کنیم یکسان است.
(2) جهان از هر کجا که به آن نگاه کنیم یکسان است.
اولین تئوری ابعاد بالاترتئوری کالوزا- کلین (کالوتزا- کلاین ) نامیده شد که پیشنهاد تئوری جدید گرانشی را دادند که درآن نورمی تواند به عنوان ارتعاشاتی در بعد پنجم توصیف شود.وقتی که تئوری به فضای N بعدی تعمیم داده میشود (که N میتواند هر عدد صحیح باشد)تئوریهای بد ترکیب ذرات زیر اتمی(کوارکها وگلئونها ) دارای یک تقارن چشم گیر می گردند با این وجود تئوری اولیه کالوزا- کلین نمی توانست عدد دقیق N را تعیین کند ودر توصیف کامل ذرات زیر اتمی با مشکلات فنی روبروبود، نسخه پیشرفته تری ازاین تئوری به نام تئوری ابرگرانش (8=N ) نیز مشکلاتی چند داشت. مایکل گرین وجان شوارتزپیشرفته ترین نسخه کالوزا- کلین به نام تئوری ابرریسمان را ثابت کردند که فرض میکند تمام ماده متشکل ازریسمانهای ریزمرتعش میباشد.در این تصویرهرذره زیراتمی با یک رزونانس خاص متناظراست که فقط درفرکانس مشخص ارتعاش میکند ،طبق این تئوری ماده چیزی جز هارمونیهایی نیست که توسط این ریسمان مرتعش به وجود میآید. تئوری ابرریسمان عدد10 را برای ابعاد فضا- زمان پیشگویی میکند، مزیت فضای 10 بعدی این است که ما فضای کافی برای انطباق 4 نیروی اساسی با یکدیگر داریم همچنین تصویرفیزیکی سادهای برای توصیف ذرات زیراتمی فراوان وگیج کنندهای که توسط شتابدهندههای قوی تولید شدهاند پیدا میکنیم.امروزه میتوان این کلکسیون گیج کننده ذرات زیراتمی را صرفا" به عنوان ارتعاشاتی ازتئوری ابرفضا توصیف کرد، با این تئوری میتوان معادلات انیشتین را با حرکت خودسازگاری ریسمان در فضا- زمان بدست آورد و محدودیت، ریسمان را ازحرکت در3یا4 بعد برحذر می دارد. شرایط خود سازگاری ریسمان را وادارمی کند تا درتعداد خاصی ازابعاد حرکت کند درواقع تنها اعداد جادویی مجاز درتئوری ریسمان ابعاد 10 و26 میباشند خوشبختانه تئوری ریسمانی که دراین ابعاد تعریف شده باشد جای کافی برای اتحاد تمام نیروهای بنیادی را خواهد داشت.
تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى( آیه 4 طه)
[کتابى است] نازل شده از جانب کسى که زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است .
الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى(آیه 5 طه)
خداى رحمان که بر عرش استیلا یافته است.
وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَأْتِینَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ عَالِمِ الْغَیْبِ لَا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرُ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ (آیه 3سوره سباء)
کافران گفتند قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد بگو آری به پروردگارم سوگند حتما به سراغ شما خواهد آمد خداوندی که از غیب آگاه است به اندازه ی ذرهاى[اتم ] درآسمانها و در زمین از وى پوشیده نیست و کوچکتر ازآن[کوارک]و بزرگتر از آن [ملکول] نیست مگر اینکه درکتاب روشن ثبت است.
فیزیک علم مطالعه عملکرد جهان هستی است از ذرات بنیادی مانند کوارک ها تا ساختار های بسیار بزرگ مانند کهکشانها.قرآن کریم کتاب هدایت وبشارت به مومنین وانذار کافران است اما خلقت همه چیز را به عنوان نشانه های قدرت آفریدگاربرای تدبر وتفکر درآنها معرفی می کند.پیشرفت درعلوم تجربی و فیزیک باعث شده درک و بینش ما از آیات قرآن کریم عمیق تر و ایمان و معرفت ما به پروردگاربیشتر شود.مثلا وقتیکه ما می فهمیم اتم حداقل از هفتاد ذره تشکیل شده و یا حداقل 200میلیارد کهکشان وجود که بعضی بیش از 400میلیارد ستاره دارد وهر ستاره چند سیاره دارد و هرسیاره یک تا چندقمر دارد وهر کهکشانی 200 هزار سال نوری وبشتر وسعت دارد. قدرت وعدالت و عظمت خدا را بهتر می فهمیم این شناخت و معرفت نسبی است و رابطه مستقیم با علم دارد.
دریک مقیاس زمانی چندین میلیارد ساله کهشان راه شیری که درآن زندگی میکنیم خواهد مرد. به طور دقیق تر باید گفت که ما بر روی بازوی حلقوی اوریون کهکشان راه شیری زندگی میکنیم. موقعی که به آسمان شب خیره شده در برابر نور ستارگان بیشماری که آسمان را پر کردهاند احساس حقارت میکنیم در حقیقت به بخش کوچکی از ستارگان که بر روی بازوی اوریون قرار دارند نگاه میکنیم بقیه دویست میلیارد ستاره راه شیری آنقدر دورند که به سختی میتوان آنها را تنها مانند نوار ابرگونهای که از دل آسمان شب میگذرد مشاهده نمود.در فاصله حدود 2میلیون سال نوری از کهکشان راه شیری نزدیکترین کهکشان همسایه ما کهکشان آندرومدای بزرگ قرار دارد که 2 تا 3 برابر بزرگتر از کهکشان ماست، این دو کهکشان با سرعت 125 کیلومتر در ثانیه به هم نزدیک میشوند و اصولا" ظرف 5تا 10 میلیارد سال آینده با هم برخورد خواهند کرد. ستاره شناسی به نام لارس هرنکوئیست از دانشگاه کالیفرنیا در سانتاکروزگفته است:این تصادم مثل برخوردی خصمانه خواهد بود دراین مواجهه کهکشان ما تحلیل رفته و نابود میشود. آزتکها (تمدن مکزیک مرکزی که درقرن 15توسط اسپانیایها منقرض شد) اعتقاد داشتند پایان دنیا زمانی فرا خواهد رسید که خورشید از آسمان بیفتد، آنها پیشگویی کرده بودند این اتفاق زمانی خواهد افتاد که خورشید خسته شده آذوقه زمین به پایان رسیده است وستارگان ازآسمانها تکانده خواهند شد.[مرجع21] قرآن کریم واقعه مذکور را چنین بیان میفرماید:
(فاذا النجوم طمست .واذا السمآء فرجت . واذا الجبا ل نسفت . سوره مرسلات آیات8 و9 و10)
وقتی که ستارگان همه بینور و محو شوند. و آسمان را بشکافند. وکوهها پراکنده شوند.
(یوم تشقق السمآء با لغمام ونزل الملئکه تنزیلا" سوره فرقان آیه25)
یاد کن روزی را که ابرها آسمان را پاره میکنند وفرشتگان با سرعت تمام به امر حق فرود آیند.
(السمآء منفطر به کان وعده مفعولا. سوره مزمل آیه 18)
روزی که آسمان شکافته شود و به وعده داده شده عمل خواهد شد.
( اذا السمآء انفطرت .اذا السمآء انشقت . سوره انفطار آیه 1 وسوره انشقاق آیه 1)
هنگامیکه آسمان شکافته شود.
(فارتقب یوم تا تی السمآء بدخان مبین.یغشی النا س هذا عذاب الیم ربنا اکشف عنا العذاب انا مومنون. سوره دخان آیات 10 و11و12 ) ای رسول منتظر باش روزی که آسمان دودی پدید آرد آشکارکه این عذابی است دردناک مردم را احاطه کند(و کافران فریاد برآرند) پروردگارا این عذاب از ما برطرف سازالبته ایمان میآوریم.
(یوم نطوی السمآکطی السجل للکتب........ سوره انبیاء آیه 104)
روزی که آسمان را مانند طومار در هم پیچیم و به حال اول که آفریدیم باز گردانیم این وعده ماست البته انجام خواهیم داد.
براساس آیات مذکورپایان جهان با ایجاد شکاف ودونیمه شدن کهکشان و پیچیده شدن آن از لبههای پاره شده به صورت طومار شروع به جمع شدن و فروپاشی خواهد کرد و نهایتا" ابعاد ابرفضا را در بر خواهد گرفت، بیان این مدل مرگ کهکشان وفروپاشی جهان توسط قرآن کریم ساده وکامل ترازآن است که استیون هاوکینگ درکتاب تاریخچه زمان با تردید تشریح کرده و یا سایر فیزیکدانان نظر دادهاند و در بخش مدل جهان اشاره شد. بنابراین میزان چگالی متوسط جهان نقش چندان مهمی دراین فرآیند ندارد که در جستجوی ماده گم شده باشیم.
خلق جهان
( بَدِیعُ السّمواتِ وَ الاَرض... ) (سوره انعام آیه 101)
اوست پدیدآورنده آسمانها و زمین ...
مطلب بالا با اطلاعات علمی نوین کاملا هماهنگی دارد ، آخرین اطلاعات و کشفیات بدست آمده در زمینه فیزیک و نجوم تأیید کننده این مطلب می باشد که جهان با تمام بزرگی و قدمت فراوان از یک انفجار بزرگ به وجود آمده اند (تئوری بیگ بَنگ big bang )
تئوری بیگ بَنگ بیان می کند که جهان از انفجار بزرگ و عظیم یک نقطه تقریبا در 15 میلیارد سال پیش به وجود آمده است. تئوری بیگ بَنگ امروزه به عنوان تنها جواب علمی پیدایش جهان در تمامی محافل علمی به کار می رود. تا قبل از انفجار بزرگ امکان وجود هیچ چیز نبوده که بتوان آن را ماده نامید وماده ، انرژی و زمان وجود نداشته اند که بتوان به وسیله فیزیک و متافیزک تجزیه و تحلیل کرد،این در فیزیک به عنوان هیچ چیز نامیده میشود، در این چنین فضایی به ناگاه ماده انرژی و زمان به وجود می آید؛ این مطلب علمی که به تازگی علم بشر به آن دست پیدا کرده است 1400 سال پیش در قرآن کریم بیان شده است ...
بزرگ شدن جهان
»وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ « (سوره الذّاریات آیه 47
و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم، و بىگمان، ما [آسمان] گستريم.
کلمه آسمان در بیشتر قسمتهای قرآن کریم به عنوان کهکشان هم مورد استفاده قرار می گیرد. در این آیه بیان می شود که کهکشانها و جهان همواره در حال بزرگ شدن و وسعت پیدا کردن می باشد، این مطلب هم در اوایل قرن20 به اثبات رسید.
این تئوری و ایده که جهان دارای ابتدا بوده و بدون هیچ وقفه ای در حال بزرگ شدن می باشد در اوایل قرن 20 توسط دانشمند و فیزک دان روسی اَلِکساندر فِریدمَن و محقق بلژیکی گیورگ الِمِتر به صورت یک نظریه بیان شد و در سال 1929 با تحقیقات ستاره شناس آمریکایی اِدوین هابل به صورت رسمی به ثبت رسید. این ستاره شناس با مشاهده مستمر کهکشانها توسط تلسکوپ بسیار قوی، به این مطلب پی برد که ستاره ها و کهکشانها همواره از هم دور و از یکدیگر فاصله می گیرند، اگر در نظر بگیرم که کهکشانها از یکدیگر به طور دائم در حال فاصله گرفتن می باشند پس جهان که از همین کهکشانها تشکیل شده مرتب در حال بزرگ شدن می باشد.
حرکت اجرام آسمانی و افلاک مدار ستارگان
خداوند بزرگ در آيه 40 سوره مباركه يس میفرماید :
»لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ . «
نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب پيش گيرنده بر روز است، و هر كدام در مدارى شناورند.
آسمان شناسان پیشین معتقد بودند که فلک جسم مدور بزرگ و شفافی است که ستارگان در آن میخ کوب شده است ولی قرآن عقیده آنان را تکذیب می کند و مطابق آنچه امروزه روشن شده است می گوید فلک یعنی مدار ، افلاک یعنی مدار ستارگان و هر ستاره ای برای خود مدار مستقلی است این مطلب ازبعضی آیات قرآن به وضوح بر می آید .
در تفسیر مجمع البیان نوشته :
نه خورشيد را زيبد كه به ماه برسد و در سرعت و حركت و مسير خود آن را دريابد و نه بر شب سزاوار است كه بر روز پيشى گيرد؛ چرا كه خورشيد منزلگاههاى خود را بر اساس نظم و برنامهاى كه آفريدگارش براى آن مقرّر فرموده است، به صورت آرامتر و در مدت يك سال مىپيمايد، امّا ماه منزلگاههايش را در مدت بيست و هشت شبانه روز؛ آفريدگار جهان حركت آنها را به صورت دور زدن و دورانى قرار داده، امّا مدار هركدام و سرعت حركت هريك به گونهاى سازمان يافته است كه تا بر اساس اين نظم و وصف هستند كه هيچ يك ديگرى را درنمىيابد؛ آرى، خورشيد دوران خود را در برجهاى دوازده گانه در يك سال طى مىكند، در حالى كه كره ماه منزلگاههاى خويش را در يك ماه سپرى مىنمايد و همين گونه شب هرگز نمىتواند بر روز پيشى گيرد. «عكرمه» در اين مورد مىگويد: هيچ گاه دو شب با هم گرد نمىآيند و به هم پيوند نخواهند خورد تا ميان آن دو روز نباشد، بلكه شب و روز در پى يكديگرند و اين را خدا مقرر فرموده است. وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و هريك در مدارى - كه پديدآورنده آنها بر ايشان مقرّر داشته است - شناورند. عياشى در تفسير خود آورده است كه: «ابن حاتم» مىگفت من در خراسان بودم كه وجود گرانمايه حضرت رضا(ع) روزى در مرو و در كاخ «حبرى» بود و مأمون و وزير مشاورش «فضل بن سهل» نيز حضور داشتند. پس از پذيرايى و خوردن غذا، آن حضرت ضمن بيانى فرمود: روزى مردى از يهود در مدينه نزد من آمد و پرسيد، به باور شما شب زودتر آفريده شده است، يا روز؟ و كدامين آن دو پيشتر پديدار شدهاند؟ به باور شما پاسخ اين پرسش چيست؟ هريك از حاضران چيزى گفتند و روشن شد كه پاسخ درست و قانعكنندهاى ندارند. «فضل بن سهل» رو به حضرت رضا (ع) نمود و گفت: خداى كار شما را هماره به سامان آورد، خود پاسخ اين پرسش را بفرماييد. حضرت فرمود: بسيار خوب آيا از قرآن پاسخ دهم يا از حساب و نجوم؟ آنگاه ضمن بيانى روشنگرانه، از جمله به اين آيه شريفه استدلال كرد و فرمود: آفريدگار اين دو پديده تفكّرانگيز مىفرمايد: لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ ... نه خورشيد را زيبد كه به ماه برسد و نه شب حق دارد كه بر روز پيشى گيرد. وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و هريك از خورشيد و ماه و ستارگان در مدار مقرّر خود سير مىكنند و در اين فضاى بىكران و گسترده شناورند.
راهها و ستونهای آسمان
« وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُک . » (سوره الذاریات آیه 7)
و سوگند به آسمان که آراسته به ستارگان است .
در جهان تقریباً حدود 200میلیارد کهکشان وجود دارد که هر کدام از این کهکشان ها به طور متوسط دارای 200 میلیارد ستاره می باشند که بیشتر آنها دارای سیاره می باشند که همانند منظومه شمسی به دور ستاره مرکزی در گردش می باشند.
از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) در حديث حسين بن خالد آمده است ، او مى گويد از امام ابى الحسن الرضا (عليهالسلام ) پرسيدم ، اينكه خداوند فرموده و السماء ذات الحبك (سوگند به آسمان كه داراى راههاست ) يعنى چه ، فرمود: اين آسمان راههائى به سوى زمين دارد... حسين بن خالد مى گويد عرض كردم چگونه مى تواند راه ارتباطى با زمين داشته باشد در حالى كه خداوند مى فرمايد آسمانها بيستون است ، امام فرمود: سبحان الله ، اليس الله يقول بغير عمد ترونها؟ قلت بلى ، فقال ثم عمد و لكن لا ترونها: عجيب است ، آيا خداوند نمى فرمايد بدون ستونى كه قابل مشاهده باشد؟ من عرض كردم آرى ، فرمود: پس ستونهائى هست و ليكن شما آنرا نمى بينيد. اين آيه با توجه به حديثى كه در تفسير آن وارد شده است ، پرده از روى يك حقيقت علمى برداشته كه در زمان نزول آيات ، بر كسى آشكار نبود، چرا كه در آن زمان هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى كرد، و طبق آن آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند و طبعا هيچكدام معلق و بيستون نبود، بلكه هر كدام بر ديگرى تكيه داشت ، ولى حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات ، علم و دانش بشر به اينجا رسيد كه افلاك پوست پيازى ، به كلى موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود، معلق و ثابتند، بى آنكه تكيه گاهى داشته باشند، و تنها چيزى كه آنها را در جاى خود ثابت ميدارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه يكى ارتباط با جرم اين كرات دارد و ديگرى مربوط به حركت آنهاست . اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئى ، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است . حديثى كه از امير مؤ منان على (عليهالسلام ) در اين زمينه نقل شده بسيار جالب است ، طبق اين حديث امام فرمود: هذه النجوم التى فى السماء مدائن مثل المدائن الذى فى الارض مربوطة كل مدينة الى عمود من نور. : ((اين ستارگانى كه در آسمانند، شهرهائى هستند همچون شهرهاى روى زمين كه هر شهرى با شهر ديگر (هر ستاره اى با ستاره ديگر) با ستونى از نور مربوط است )). آيا تعبيرى روشن تر و رساتر از ستون نامرئى يا ستونى از نور در افق ادبيات آن روز براى ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نيروى دافعه پيدا مى شد؟
كلمه حبك به معناي حسن و زينت است ، و به معناي خلقت عادلانه نيز هست
، و وقتي به "حبيكه" يا "حباك" جمع بسته ميشود معنايش طريقه
يا طرايق است ، يعني آن خطها و راههايي كه در هنگام وزش باد به روي آب پيدا ميشود
.
و معناي آيه بنا بر معناي اول چنين ميشود : به آسمان داراي حسن و زينت سوگند
ميخورم .
در اين صورت اين آيه به آيه" انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب"
(الصافات - ۶) شباهت خواهد داشت .
و بنا بر معناي دوم چنين ميشود : به آسمان كه خلقتي معتدل دارد سوگند .
و در اين صورت به آيه" و السماء بنيناها بايد" (الذاریات - ۴۷) شباهت
دارد .
و بنا بر معناي سوم چنين ميشود : به آسماني كه داراي خطوط است سوگند .
در اين صورت به آيه" و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق" (المؤمنون - ۱۷) نظر
دارد .
و بعيد نيست كه ظهورش در معناي سوم بيشتر باشد ، براي اينكه آنوقت سوگند با جوابش
مناسبتر خواهد بود ، چون جواب قسم عبارت است از اختلاف مردم و تشتت آنان در طريقههايي
كه دارند .
مبدا آفرینش
دقیق ترین نظر علمی که منجمان تا کنون به آن دست یافته
اند این است که همه کرات و اجرام آسمانی ابتدا به صورت گاز بوده سپس در اثر جاذبه
بین ذرات گازها به صورت اجسام
و اجرام سماوی و به صورت فعلی در آمدند. قرآن نزدیک ترین مطلب را در این باره در
هزار و چهارصد سال پیش فرموده است آن هم در زمانی که شاید هنوز هیچ نظریه پردازی
در این باره اظهار نظر نکرده بود
خداوند در سوره فصلت آیه 11 می فرماید :
» ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ«
سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمانپذير آمديم .
سیر طولی خورشید
( وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ( سوره یس آیه 38
و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است.
علم هیئت قدیم معتقد بود که خورشید به دور زمین می گردد ولی با پیشرفت علم و تکنولوژی ثابت شد که زمین به دور خورشید می گردد آنچه پیش از کشف حرکت زمین همه به آن اعتقاد داشتند چرخیدن خورشید به دور زمین بود که عرب به آن دوران می گوید ولی قرآن می گوید : خورشید جریان دارد جریان به معنی حرکت طولی است مانند جریان آب.
این حقیقت بیان شده در قرآن در عصر مدرن و به کمک قوی ترین تلسکوپ ها و ماهواره های تحقیقاتی به اثبات رسیده است و طبق بیان متخصصین خورشید در مداری با سرعت بسیار زیاد 720 هزار کیلومتر در ساعت در حرکت می باشد ، با توجه به این مطلب خورشید در روز فاصله ای معادل 17280،000کیلومتر را طی می کند و همراه با خورشید تمام سیاره های منظومه شمسی نیز در حرکت می باشند و همچنین طبق مطلب بالا تمامی ستاره ها هم دارای این چنین حرکتی می باشند.
هفت آسمان
»اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا «سوره الطلاق آیه ۱۲
خداست آن که هفت آسمان و همانند آنها زمين بيافريد فرمان او ميان آسمانها و زمين جاری است تا بدانيد که خدا بر هر چيز قادر است و به علم بر همه چيز احاطه دارد
الله الذي خلق سبع سموات و من الأرض مثلهن يتنزل الامر
بينهن ... بياني است كه مضمون آيات قبل را كه همانا مساله ربوبيت خداي تعالي و
بعثت رسول بود تاكيد ميكند ، ميفرمايد خدايي براي شما رسول فرستاده ، و ذكر نازل
كرده ، تا او را اطاعت كنيد و به احكام ذكرش عمل كنيد ، و نيز خدايي شما را تهديد
كرده به اينكه اگر تمرد كنيد و مخالفتش نماييد ، حسابي شديد از شما خواهد كشيد و
به عذابي اليم دچار خواهد ساخت ، و باز خدايي شما را بشارت داده كه اگر اطاعتش
كنيد ، به بهشت جاودانتان خواهد برد ، كه هفت آسمان و هفت زمين را آفريده ، خدايي
است قدير و عليم .
مطالبي كه ميتوان در تفسير جمله الله الذي خلق سبع سموات گفت ، در تفسير سوره حم
سجده گذشت .
و از ظاهر جمله و من الأرض مثلهن بر ميآيد كه مراد از مثل مثليت عددي است ، يعني
همانطور كه آسمان هفت تا است ، زمين هم مثل آن هفت تا است ، حال بايد ديد منظور از
هفت تا زمين چيست ؟ در اين باب چند احتمال هست :
اول اينكه بگوييم
منظور از هفت تا زمين هفت عدد از كرات آسماني است ، كه ساختمانش از نوع ساختمان
زميني است كه ما در آن زندگي ميكنيم .
دوم اينكه بگوييم منظور از آن تنها زمين خود ما است ، كه داراي هفت طبقه
است ، كه ( چون طبقات پياز ) رويهم قرار دارند ، و به تمام كره احاطه دارند ، و
سادهترين طبقاتش همين طبقه اولي است كه ما روي آن قرار داريم .
سوم اينكه بگوييم منظور از زمينهاي هفتگانه اقليمها و قسمتهاي هفتگانه
روي زمين است ، كه ( علماي جغرافي قديم ) بسيط زمين را به هفت قسمت ( و يا قاره )
تقسيم كردهاند اين چند وجه وجوهي است كه هر يك طرفداراني دارد ، و چه بسا با
مراجعه به مطالبي كه در تفسير سوره حم سجده گذشت ، بتوان به احتمال چهارم دست يافت
.
و چه بسا گفته باشند كه مراد از جمله و من الأرض مثلهن ، اين است كه خداي تعالي از
زمين چيزي خلق كرده ، مثل آسمانهاي هفتگانه ، و آن عبارت است از انسان كه موجودي
است مركب از ماده زميني ، و روحي آسماني ، كه در آن روح نمونههايي از ملكوت
آسماني است .
و از ظاهر جمله يتنزل الامر بينهن ، بر ميآيد كه ضمير در آن به كلمه سموات و ارض
هر دو بر ميگردد ، و منظور از كلمه امر همان امر الهي است كه آيه شريفه انما امره
اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون (يس آیه ۲۸ )تفسيرش كرده ، ميفرمايد امر خدا همان كلمه ايجاد است ،
و آن وقت منظور از تنزل امر بين آسمانها و زمين ، شروع كردن به نزول از مصدر امر
به طرف آسمانها است كه از يكي به سوي ديگري نازل ميشود تا به عالم ارضي برسد ، تا
آنچه خداي عز و جل اراده كرده تكون يابد ، چه اعيان موجودات و چه آثار و چه ارزاق
و چه مرگ و زندگي و چه عزت و ذلت و چه غير اينها ، همچنان كه در جاي ديگر قرآن
آمده : و أوحي في كل سماء أمرها (سوره فصلت آیه ۱۲)، و نيز فرموده : يدبر الامر من
السماء الي الأرض ثم يعرج اليه في يوم كان مقداره الف سنة مما تعدون (سوره السجدة
آیه ۵).
بعضي از مفسرين گفتهاند : مراد از امر دستورات شرعي است ، كه ملائكه وحي آنها را
از آسمان به سوي رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) وحي ميكنند ، چون رسول خدا
(صلياللهعليهوآلهوسلّم) در زمين قرار داشت ، ليكن اين مفسرين آيه را بدون هيچ
دليلي تخصيص زدهاند و كلمه امر را منحصر در أوامر تشريعي نمودهاند ، علاوه بر
اين ، ذيل آيه شريفه كه ميفرمايد : لتعلموا ان الله ... با اين تخصيص نميسازد .
ان الله علي كل شيء قدير و ان الله قد احاط بكل شيء علما - اين قسمت از آيه يكي
از نتائج مترتب بر خلقت آسمانهاي هفتگانه و از زمين مثل آن را ذكر ميكند ، و در
آن خلقت و امر به خداي تعالي نسبت داده شده و مخصوص آن جناب شده است ، و همينطور
هم هست ، چون هيچ متفكري كه در مساله خلقت غور كند ، در اين معنا شكي برايش باقي
نميماند كه قدرت خداي تعالي شامل هر چيز و علمش محيط به هر چيز است ، پس بر چنين
كسي يعني بر همه خردمندان مؤمن واجب است كه ازمخالفت امر او بپرهيزند ، چون سنت
اين خداي قدير عليم بر اين جاري شده كه مطيعان اوامرش را پاداش ، و اهل عتو و
استكبار را مجازات فرمايد ، همچنان كه خودش درباره اين سنت فرموده : و كذلك اخذ
ربك اذا اخذ القري و هي ظالمة ان اخذه اليم شديد (سوره هود آیه ۱۰۲).
بحث روايتي :
در تفسير قمي در ذيل آيه شريفه و كاين من قرية ، آمده كه : منظور از قريه اهل قريه
است .
و در تفسير برهان از ابن بابويه نقل شده كه وي به سند خود از ريان بن صلت از حضرت
رضا (عليهالسلام) روايت كرده كه در گفتگويش با مامون فرموده : منظور از ذكر ،
رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) ، و ما اهل آن جناب هستيم ، و اين معنا
در كتاب خدا هم آمده ، آنجا كه در سوره طلاق فرموده : فاتقوا الله يا اولي الالباب
الذين امنوا قد انزل الله اليكم ذكرا رسولا يتلوا عليكم ايات الله مبينات (سوره الطلاق آیه ۱۰)
كه در آن منظور از ذكر را رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) دانسته ، پس
ذكر ، رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) و ما اهل بيت او هستيم .
و در تفسير قمي است كه پدرم از حسين بن خالد از ابي الحسن رضا (عليهالسلام)
برايم حديث كرد كه وي گفت : من به آن جناب عرضه داشتم : مرا از معناي كلام خداي عز
و جل آنجا كه ميفرمايد : و السماء ذات الحبك (سورهالذاریات
آیه ۷) خبر بده ، فرمود : آسمان محبوك به زمين است ، آنگاه امام انگشتان خود را در
هم كرد و فرمود : اينطور محبوك به زمين است ، عرضه داشتم : چطور آسمان محبوك به
زمين است ، با اينكه خداي تعالي ميفرمايد : رفع السماوات بغير عمد ترونها (سوره
الرعد آیه ۲) - خدا آسمان را بدون ستونهايي كه به چشم شما بيايد بر افراشته ، ( و
معلوم است كه از اين آيه بر ميآيد آسمان به زمين تكيه ندارد ، پس چگونه شما
ميگوييد آسمان و زمين به هم فرو رفتهاند ؟ ) فرمود : سبحان الله مگر اين خداي
سبحان نيست كه ميفرمايد : بدون ستونهايي كه به چشم شما بيايد ؟ عرضه داشتم : بله .
فرمود : پس معلوم
ميشود ستونهايي هست ، ولي به چشم شما نميآيد .
عرضه داشتم : خدا مرا فدايت كند ، آن ستونها چگونه است ؟ حسين بن خالد ميگويد :
امام (عليه السلام) كف دست چپ خود را باز كرد و دست راست خود را در آن قرار داد
و فرمود : اين زمين دنيا است ، و آسمان دنيا بر بالاي زمين قبهاي است ، و زمين
دوم بالاي آسمان دنيا ، و آسمان دوم قبهاي است بر بالاي آن ، و زمين سوم بالاي
آسمان دوم قرار گرفته ، و آسمان سوم قبهاي است بر بالاي آن ، و زمين چهارم بالاي
آسمان سوم است ، و آسمان چهارم بر بالاي آن قبه است ، و زمين پنجم بالاي آسمان
چهارم است ، و آسمان پنجم قبهاي است روي آن ، و زمين ششم بر بالاي آسمان پنجم است
، و آسمان ششم قبهاي است روي آن ، و زمين هفتم بالاي آسمان ششم واقع است ، و
آسمان هفتم قبهاي است بالاي آن ، و عرش رحمان تبارك و تعالي بر بالاي آسمان هفتم
قرار دارد ، و اين كلام خداي تعالي است كه ميفرمايد : الذي خلق سبع سموات و من الأرض
مثلهن يتنزل الامر بينهن .
و اما منظور از صاحب امر ، رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) و وصي بعد از
رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) است ، كه قائم بر وجه زمين است ، كه امر
الهي تنها به سوي او نازل ميشود ، يعني از آسمانهاي هفتگانه و زمينهاي هفتگانه
فرود ميآيد .
عرضه داشتم : ما كه بيش از يك زمين زير پاي خود نميبينيم ، فرمود : آري زير پاي
ما تنها يك زمين است ، و آن شش زمين ديگر فوق ما قرار دارند .
مؤلف : و از طبرسي از عياشي از حسين بن خالد از حضرت رضا (عليه السلام) نظير اين
روايت حكايت شده .
و اين حديث در باب خودش حديثي نادر است ، و با در نظر گرفتن ذيل آن كه سخن از تنزل
امر دارد، اين معنا به ذهن نزديكتر ميرسد كه امام خواستهاند از باطن عالم خبر
دهند نه از ظاهر آن و خلقت ماديش ، و خدا داناتر است.